رویا ابراهیم نژاد (سراغم را نمی گیری...)

 

 
سراغم را نمی گیری نمی پرسی دگر حالم 

نمی دانی که این شب ها پراز غم یا که خوشحالم ؟

 

به من بال و پری دادی که تاخورشید پر گیرم 

به آن پرواز های دلنشین خویش می بالم !

 

رهیدم با تو از اندوه مرگ و بیم تنهایی 

پراز شور شکفتن شد تن خشک کهنسالم! 

 

قناری ها به پرواز بلندم غبطه می خوردند

ولی مثل عقابی ناگهان چیدی پرو بالم!

 

دوانده ریشه در قلبم سکوت سرد تنهایی 

خودت هم خوب میدانی که پیش کس نمی نالم !

 

ستاره می دمد ..گویی صدایی شعر می خواند

گشودی حافظ و رفتی ..نمی دانم چه شد فالم ؟

 

رویا ابراهیم نژاد

رویا ابراهیم نژاد(برگ جریمـــه)


هی ایست ،نرو ،نگو،بمان ، پیرم کرد

از گاز و کــــــــلاج و دنده دلگیرم کرد

تو رد شدی و چراغ قرمز شده است

این برگ جریمـــه ها زمین گیرم کرد!


رویا ابراهیم نژاد

رویا ابراهیم نژاد(قطب نمای عشق)

در نقشه ی من تو کشــوری زیبایی

از مغـــرب و مشـــــــرق دلم پیدایی

با قطب نمای عشق راهی شده ام

جان من و دل نگــــــو که در رویایی!


رویا ابراهیم نژاد

پ.ن) سلام و درود بی پایان به همه ی دوستان شاعرم.


رویا ابراهیم نژاد ( رباعی گوشی دل)


بیهوده نگــــــو که مشکلـــــم از گوش است

یا نســــــخه ی اعتـــماد من مخدوش است  

در بررســـــــــــــی نــوار قلــــــبت دیـــــدم

چندی است که گوشی دلت خاموش است!


رویا ابراهیم نژاد


رویا ابراهیم نژاد (گلدان بلوری)


همیشه فکر می کردی

عاشق گلدان بلوری ام هستم.

نه!

از جمع کردن

خرده شیشه ها

بی زارم!


رویا ابراهیم نژاد


رویا ابراهیم نژاد(غزل نه...نمی شود)


بی تاب تر از این بشـوم ؟  نه... نمی شود!

یک نقش بر زمین بشوم ؟  نه...نمی شود!


گفتی بخواب ،جمع شو و قصـــه ای نبــا ف

من،شکل یک جنین بشـوم؟نه...نمی شود! 


در متــن قصـــه ها و متــل های این د یــا ر

یک سطرنقطه چین بشوم ؟نه...نمی شود!


گفتـــم که درد آمده جـــا خوش نموده بـــا ز

شـــاید که نازنین بشـــوم ، نه...نمی شود!


مثـــل شکــــو فه ها پرم از شـــوق این بهار

پاییز برگ چـــین بشـــوم ؟ نه...نمی شود!


رم  کـــرده ام دوباره به باغــــــی  پر از انار

دیگر نخـــواه زین بشوم  ! نه...نمی شود!

  

باران ببــــــــــار بر ســـر شعـــر ترم  ببـــار

من خیس تر از این بشوم ؟ نه...نمی شود!


خرداد   92  

رویا ابراهیم نژاد

رویا ابراهیم نژاد (رباعي نقاش)

 


گل بودم و او همیـشه یک خــار کشید


گیســــوی مـرا شبیـــه  یک مار کشید


وقتی که به چشمانِ ِ تـَرش خیره شدم


این بارفقط ، نشست و سیــگارکشید!


رویا ابراهیم نژاد

 

پ.ن: سلام بر شاعران بزرگوار سرزمینم

در جای جای ایران عزیز.