رویا ابراهیم نژاد (سراغم را نمی گیری...)
نمی دانی که این شب ها پراز غم یا که خوشحالم ؟
به من بال و پری دادی که تاخورشید پر گیرم
به آن پرواز های دلنشین خویش می بالم !
رهیدم با تو از اندوه مرگ و بیم تنهایی
پراز شور شکفتن شد تن خشک کهنسالم!
قناری ها به پرواز بلندم غبطه می خوردند
ولی مثل عقابی ناگهان چیدی پرو بالم!
دوانده ریشه در قلبم سکوت سرد تنهایی
خودت هم خوب میدانی که پیش کس نمی نالم !
ستاره می دمد ..گویی صدایی شعر می خواند
گشودی حافظ و رفتی ..نمی دانم چه شد فالم ؟
رویا ابراهیم نژاد
